این عکس متعلق به آزمایشگاه "حساس" میکروبشناسی است آيا؟؟

                                       

 فک نکنین این آب حاوی انواع و اقسام میکروارگانیسمهاست ها!!! نـــــــــــه! نـــــــــــه!

این مواد یک سری"دیترجنت های ضد عفونی کننده" هستند به رنگ قهوه ای،که پدرجد باکتری و قارچ و انگلو به صورت"یکجــــــــا"ریشه کن میکنه! دانشکده زحمتشو کشیده مستقیماً از کمپانی Merc آلمان خریداری کرده،اونم نه به صورت "کیت های آزمایشگاهی ۲مثقالی"! بلکه داده ۱تانکر ازینا آوردن،مستقیم با لوله وصل کردن اینجا که هی واسه خودمون استریل کنیم حــــــــــــــــالشو ببریم...

به هر حال کشک که نیست که!آزمایشگاه میکروبه!قراره با این آب،لام بشوریم،محیط کشت باکتری بسازیم،رنگامیزی،آب مقطر... !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

شایدم این شیر آب،مجهز به"گلومرول های فیلترینگ جادویی"باشه!چون از اونجایی که تحریمیم و کشورایی مثل آلمان مالمان چیزی بهمون نمیفروشن٬مسئولین محترم به "جادوگر شهر اوز" متوصل شده و از ایشون خریداری نمودند!(به ازای تقدیم کردن خون امثال ماها که به طُرق مختلف تو شیشه کردن ....)

رنگ قهوه ایه آبشم واسه اینه که باکتریام م۳ ما گول بخورن،بگن:به به چه آب کثیفی!!!:بچه ها شیرجه...!!

و الفاتحه:دسته جمعی...

شایدم....؟؟؟؟؟؟!!!

زندگی باید کرد...

 
زندگی باید کرد !
گاه با یک گل سرخ
گاه با یک دل تنگ
گاه با سوسوی امیدی کمرنگ
زندگی باید کرد !
گاه با غزلی از احساس
گاه با خوشه ای از عطر گل یاس
زندگی باید کرد !
گاه با ناب ترین شعر زمان
گاه با ساده ترین قصه یک انسان
زندگی باید کرد !
گاه با سایه ابری  سرگردان
گاه با هاله ای از سوز پنهان
گاه باید روئید
از پس آن باران
گاه باید خندید
بر غمی بی پایان...

باغ من، خانه ی من،ماشین من...

بچه ها سلام...

طی این دو روز اخیر،بیش از پرداختن به درس طاقت فرسای بیوشیمی،بسی درگیر کنفرانس فرهنگ و تمدن بودم! الانم توی درجات عرفانی به سر میبرم...

گفتم یه چیزی درخور احوالم بذارم واستون شمام بی نصیب نمونین.

نقل کرده اند بهلول چوبی را بلند کرده بود و بر قبرها میزد! گفتند:چرا چنین میکنی؟ گفت:صاحبان این قبرها دروغگو هستند،چون تا وقتی در دنیا بودند دائم میگفتند:باغ من، خانه ی من، ماشین من... ولی حالا همه را گذاشته و رفته اند و هیچ یک مال آنها نیست!!

با اینکه دم جناب بهلول گرم واسه نطق گیراشون!ولی ۱سوالی واسم پیش اومده!!! :همینجوری که داشته چوب میزده به قبرا،اگه کسی نمیومد ازش بپرسه:بهلول خان خوبی؟! و اونم فلسفه ی کارشو توضیح نمیداد،اونوقت از آبروش نمیترسید؟؟ که فردا پس فردا تو کوچه راه بره با انگشت نشونش بدن:بچه ها،بچه ها!بهلول دیوونه اومد ...

نمیترسید آیا واقعاً؟؟؟

یکی پاسخگو باشه لطفاً!!

پریا...

بچه ها سلام

شعری رو واستون گذاشتم که آنچنان برنده هم نیست ولی من تو سنی که هیچی از زندگی نمیفهمیدم،حالی باهاش میکرم...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

احمد شاملو شهر آرمانیشو تو این شعر آورده که همه آزادن و کسی بخاطر افکارش زندانی نمیشه...

فکر میکنم منظورشم از "اسب"! در واقع همون عقاید خودش باشه!،"پریا" هم مردم اندیشمند و اینا...

(راستی خودم اعلام میکنم با اینکه کلی کمش کردم ولی بازم طولانیه!اگه میخواین بدوبیراه بگین لطفاً نرین ادامه ی مطلب!)               

ادامه نوشته

مملکته داریم؟؟

دقت کردین این عزیزان رسانه ی ملی،چه دکون بازاری واسه پول ریختن تو حلقوم شرکت مخابراتی پیدا کردن؟؟

بعد قرنی رفتم تلویزیون روشن کردم،مسابقه گذاشتن با این سوال:شما تا چه اندازه قلقلکی هستید؟

۱ـکم

۲-کم و بیش

۳ـخیلی

!!!! فقط دارم فک میکنم مسابقه دقیقاً کجای این سوال مستتره؟؟

حالا گیریم شونصدتا ...تر از طراح این سوالم ورداشتن جواب دادن!آخرش که چی؟؟

مثلاً اگه۷۰٪ جواب دادن"خیلی"،صبح ب صبح میخوان اون مجریشونو (که مثال واضحیست برای اثبات فرضیه ی"انسان از نسل میمونه") بذارن جلو دوربین ۱ربع اول برنامه دستاشو دراز کنه انگشتاشم تکون بده بگه:گیلی گیلی گیلی گیلی؟؟؟ و بدین طریق ملت شادی داشته باشیم؟؟؟

یعنی کلاً مسابقتون تو حلقم!!!!!!

اصلاً میخوام خودم شخصاً پروپوزالشو بنویسم بفرستم ساختمان شماره۲... هرکی پایه س سریعاً بیاد واسه همکاری اعلام حضور کنه،یه گزینش بذارم،افراد مجرب تر انتخاب شن! که اگه پرزنتیشنش ب کنگره ی یونان مونان نرسید،به جزایر آمستردام(!) برسه حدأقل!!

هر دم از این باغ خیـری میرسد!!!!

إهم!           ۱ ۲ ۳ صدا میاد؟؟

بچه ها سلام

 روزی روزگاری،در راستای ورودم به کارگاهIT شاهد صحنه ای بودم که مپرس!خانم چمچمالی!!!!آتیش زده بودن به مالشون:

آی خونه دار و بچه دار زنبیلو وردار و بیار...

۱نمره ی تپل واسه اونایی که بشن نویسنده ی وب!!

(البته از اونجایی که خانوم چمچمالی خوش ندارن بقول خودشون:تههههرونی بتقونن!!!!،بنده جملات ایشونو اندکی تحریف کردم.

واسه دوستان علاقمند:اورجینال ماجرا:آی خانه دار و بچه دار، زنبیلگته!!!! وردارو بیار.........

مام که ازون خانوادهاش نیستیم که سفره ای پهن شه و...خدای نکرده دست صابخونه رو کوتاه کنیم(اونم چـــــی!واسه یه درس۲واحــــــــــدی!!!)

این شد که به بروبچز سفارش کردیم،آشنا ماشنا پیدا کنن،اسم مام بیاد جز صدرنشینان عرصه ی وبلاگ و وبسایت!

خلاصه مایلم با پشتکاری ستودنی!تو وبمون پست بذارم.چون یاد اون بیت معروف افتادم که میگفت:

به مهارت کامپیوتریت مشو غره                     کز بدبختی شب امتحان،نهی آگه!

تفسیر بیت:این یه نمره هه به وقت پیری-کوری،عصای دستت میشه،نگی نگفت!